خرید بک لینک
شب سوسو می زدشب با ستارهبازی می کردو من به فکر نهالی که کاشته بودمافتادمبه زمینی که شخم زدمو دانه در آن کاشتمشاید دانههفتاد کشت کندیا نه یا بیشترو همه مثل من بودندو همه به ریعان گوسفندانخویش می اندیشد

برچسب: نویسنده: یگانه دادخواه تاريخ: يکشنبه 1 دی 1398 ساعت: 1:07

و دفتر خویش راباز کرد پس از تحویل شب و از بلبل خواستنغمه ای در جنبش و رهایی خواندنو بر درخت تکیه زدیکه و تنها. گوسفندان را بهبه صحرا هی کردو چوپان راز علف را به آنان گفتدر کنار جویو هوای مرطوب درختان

برچسب: نویسنده: یگانه دادخواه تاريخ: يکشنبه 1 دی 1398 ساعت: 1:07

و ایستاد چون گلدر گلابو پای از رفتن ماند.این قلب قلب!بر شمیمقلبتباریدن گرفتو خویش راگلرنگ یافتدر گلابقلب تودر شیشه که از تنآن را نگاه داشتشیشه ای شکنندهکه هر آنبیم فرو ریختن آنبودو پژمردن من .پس نباید

برچسب: نویسنده: یگانه دادخواه تاريخ: يکشنبه 1 دی 1398 ساعت: 1:07

باید نامت را

زمزمه کرد

چون چشمه ای

در اشک خویش

چون پرنده ای

در باغی

در

نغمه ای

و قرار شد

نامت را

بر زبان نیاورم

چونان که نامت

رعشه ای است

بر جان بد خواهان

مردمان

منعم می کنند

چون دیدن گلی

در صحرا

پایشان را می گیرد

چون مرغکی

بخواند

آنان غمگین می شوند

و از دور می نالند و

مرغان غزل آلود

را می آزارند.

برچسب: نویسنده: یگانه دادخواه تاريخ: يکشنبه 1 دی 1398 ساعت: 1:07

کاش می توانستم

چون درخت بیدی

که شاخه های خویش را

بهر بلبلان

باز می کند

بعد از برف و باران

در هوای مه

چتر خویش را

باز کنم

کاش می توانستم

چون درخت بیدی

باز

زمزمه

آغاز کنم

برچسب: نویسنده: یگانه دادخواه تاريخ: يکشنبه 1 دی 1398 ساعت: 1:07

تا بگیرم ساغراز دست شماای شما گلهای زرد با وفاای که زردیهایتاناز دوست بودزردتان در جان و درآن پوست بودریشه تان از بهر آنزردی بودزردی دوشینهو دینه بوداز شراب خون سرخ عاشقانخونتان خشکیده اکنون در دهانبس

برچسب: نویسنده: یگانه دادخواه تاريخ: يکشنبه 1 دی 1398 ساعت: 1:07

اگر می دانستم چون تو

پرنده ای مهاجر

دوباره

برمی گردد

که دلم

در هجر او

چون

صحرایی کویر آلود

گشت

و ساربانان

برآن

گذشتندو

طراران

در وازه های

او تاختند

دلم را

بر آنان نمی گشودم

که

غبارش را

در آرند

برچسب: نویسنده: یگانه دادخواه تاريخ: يکشنبه 1 دی 1398 ساعت: 1:07

فضای های تاریکاین تاک هایمست به مینشسته،آمدمست سیاهانگورو این باغ بی تمیزمست- چقدرمشتاقماز تولدی دوبارهاز دیداری دوبارهاز مکثی شیرین پائیز آمددر کوچه هاسرازیر شدو اینسبز و خمار آلود.آمداین خوشه هایگنا

برچسب: نویسنده: یگانه دادخواه تاريخ: يکشنبه 1 دی 1398 ساعت: 1:07

موازنه سنگینمرغ های مهاجر.شمیم خمار آلودگلهای بنفشه.عطر گلهای یاسغضب آلوده خیابان و تابلوی برق و مخابرات همه سر در گم اند در زندگیخلقت نامحدودبهارچیزهایی هست کهذهن ما را به همدر پیچیده اند و ماشین ه

برچسب: نویسنده: یگانه دادخواه تاريخ: يکشنبه 1 دی 1398 ساعت: 1:07

عروسی پدر بهار استو مرغان در هوا چرخ می زنندآسمان رعد از پی رعدمی فرستدچند بار آسمان پر است از قطرات ابرومستتر می کند رعد را چون کودکیدر چادرخویشچون کودکی دبستانیبا قلمی رنگارنگ و آسمانمی گستراندچمنخ

برچسب: نویسنده: یگانه دادخواه تاريخ: يکشنبه 1 دی 1398 ساعت: 1:07

صفحه بندی